پایان یک قصه‌ی عاشقانه، به نام "جمعه‌های سیمرغی" آغازش ساده بود، بی‌هیاهو، اما از دل. "جمعه‌های سیمرغی" در پاییز سال ۱۴۰۰ زاده شد؛ نه از دل یک پروژه‌ی رسمی، که از دل یک احساس... برنامه‌ای با طعم طنز، اما با قلبی لبریز از عشق خاموش. تهیه‌کننده‌اش، سجاد نادر، و گوینده‌ی اولش، میثم اوحدی، سنگ‌بنای قصه‌ای را گذاشتند که کم‌کم برای صدها نفر مأمن صبح‌های جمعه شد. برنامه‌ای که قرار بود تنها دقایقی از جمعه را پر کند، اما شد قطعه‌ای از زندگی. صدای دکلمه‌ها، روایت‌های عاشقانه، و صداگذاری‌های سجاد نادر، روحی دیگر به کلمات می‌بخشیدند؛ و کم‌کم این برنامه، فراتر از یک اثر رادیویی رفت؛ شد زمزمه‌ای در دل‌ها، شد خاطره‌ای جاودانه. گویندگان بسیاری آمدند و رفتند؛ بیش از ۲۳۸ صدا، هر کدام با رنگ و حال خود. مخاطبان خندیدند، اشک ریختند، عاشق شدند و در لابه‌لای جملات، رازی را احساس کردند که تنها دل‌های درگیرش آن را درک می‌کردند. برای برخی، "جمعه‌های سیمرغی" فقط برنامه‌ای بود با لبخند. اما برای برخی دیگر، روایتی بود از یک عشق پنهان؛ عشقی که در هر واژه نفس می‌کشید و در هر دکلمه زندگی می‌کرد. اکنون، در سال ۱۴۰۴، پس از چهار سال پر از فراز و فرود، این برنامه به ایستگاه آخر خود رسید. اما مگر عشق، پایانی دارد؟ "جمعه‌های سیمرغی" شاید دیگر پخش نشود، اما واژه‌هایش، صداهایش، لحظاتش، برای همیشه در حافظه‌ی دل‌ها زنده خواهند ماند. خداحافظ سیمرغ... خداحافظ جمعه‌هایی که با احساس آغاز می‌شدند و با عشق تمام. خداحافظ قصه‌ای که هنوز هم در دل کسانی ادامه دارد... تهیه کننده و برنامه ساز برنامه : سجاد نادر